خوش بنیگی

لغت نامه دهخدا

خوش بنیگی. [ خوَش ْ / خُش ْ ب ُن ْ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی خوش بنیه. حالت نیکوبنیه. قوی بنیگی. مقابل بی بنیگی. مقابل علیلی. مقابل ضعیفی.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی خوش بنیه حالت نیکو بنیه.

جمله سازی با خوش بنیگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون با دگریت دل خوش افتد غم نیست که در من آتش افتد

💡 وگر ز چشم تو در خون همی کشم دامن خوش است شیوه ی آن جادوان شهلایی

💡 در راه عشق زهد و سلامت نمی خرند خوش آن که با جفا و ملامت گرفت خوی

💡 زهی خوشی که شه را بود آن شب خوشی نبود کسی را لب بر آن لب

💡 عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد

💡 خبر ز خلق خوش او دهد بخلق جهان بنوبهار چو بر گل وزد نسیم صبا

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز