خوش اغر

لغت نامه دهخدا

( خوش آغر ) خوش آغر. [ خوَش ْ / خُش ْ غ ُ ] ( ص مرکب ) خوش آغال. خجسته. میمون. ( یادداشت مؤلف ). خوش اُغر.
خوش اغر. [ خوَش ْ / خُش ْ اُ غ ُ ] ( ص مرکب ) میمون. مبارک. خوش آغال. خوش اغور. نیکوفال.

فرهنگ فارسی

میمون مبارک

جمله سازی با خوش اغر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهانی فراخ است و خوش کاین جهان درو کمتر از حلقهٔ انگشتری است

💡 ایدل نگفتمت بنشین خوش بجای خویش رفتی برزم عشق و کشیدی سزای خویش

💡 عبدالله بن عمر، سخنان برخى از اصحاب را در برابر اوامر پيامبر خدا (ص ) چنين آوردهاست كه آنها گفته اند: اى رسول خدا! يعنى كسى كه از...منى مى چكد به عرفات برود؟!پيامبر فرمود: آرى، و بوى خوش از مجمرهاتان برخيزد؛ اين جمله كنايه از مباشرت بازنان پس از آمادگى است (659).

💡 مدام همدم جام شراب خوش باشد بیا و همدم ما شو دمی به ذوق بیا

💡 نقش رویش که نور چشم من است بنظر می نگار و خوش می باش

💡 نه از دل ناله می‌جوشد، نه لب خونابه می‌نوشد دگر فیّاض خوش هنگامة افسرده‌ای دارم