لغت نامه دهخدا
خودرایه. [ خوَدْ / خُدْ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) خودرای. خودسر:
رأی بر آنست که بیرون زنم
گردن این بدرگ خود رایه...سوزنی.
خودرایه. [ خوَدْ / خُدْ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) خودرای. خودسر:
رأی بر آنست که بیرون زنم
گردن این بدرگ خود رایه...سوزنی.
خود رای خودسر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رایه زینالدین (عربی: راية زين الدين؛ زادهٔ ۸ مارس ۱۹۸۸) تیرانداز اهل سوریه است. وی در بازیهای المپیک تابستانی ۲۰۱۲ شرکت کردهاست.
💡 در تاریخ سختافزار رایانه، برخی از واحدهای پردازش مرکزی رایه (RISC CPU) مجموعه دستورالعملهای اولیه کاهشیافته از راهحلهایی با ساختاری مشابه استفاده میکردند که اکنون خط لوله RISC کلاسیک نامیده میشود. این CPUها عبارتند از: معماری میپس، اسپارک، موتورولا ۸۸۰۰۰ و در national CPU DLX که برای آموزش اختراع شد.