لغت نامه دهخدا
( خمره آباد ) خمره آباد. [ خ ُ رِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل و دارای 144 تن سکنه. آب آن از رودخانه هیرمند و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
( خمره آباد ) خمره آباد. [ خ ُ رِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل و دارای 144 تن سکنه. آب آن از رودخانه هیرمند و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
( خمره آباد ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل و دارای ۱۴۴ تن سکنه. آب آن از رودخانه هیرمند و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه فرعی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرو خمرهای بومی شمال غربی چین، کره و مناطق همجوار روسیه است اما انسان آن را وارد طبیعت نقاط دیگر دنیا از جمله ژاپن، هند و ایران کرده است.
💡 درون خمره عالم چو زنبوری همیگردم مبین تو نالهام تنها که خانه انگبین دارم
💡 فیلم خمره بهکارگردانیِ ابراهیم فروزش و بازیگریِ بهزاد خداویسی و فاطمه ارزه، بر اساس داستان خمره ساخته شدهاست. این فیلم در سالِ ۱۹۹۴، برندهٔ جایزهٔ یوزپلنگ طلایی از جشنواره فیلم لوکارنو شد.
💡 سافد ون= خمره بزرگ جهت صاف نمودن آب انگور. تربه= توبرهای از جنس موی بز جهت صاف نمودن آب انگور
💡 مست و مخمور از خمار خمره ی دیدار حق گوئیا در سینه ی وی آتش سینا زدند