لغت نامه دهخدا
خضراخرام. [ خ َ خ ِ / خ َ / خ ُ ] ( ص مرکب ) کنایه از آسمان پیما. بر فلک رونده. فلک سیر. آنکه سیر در آسمان دارد:
بفرمان او خضر خضراخرام
به آهنگ پیشینه برداشت گام.نظامی.همانا که آن هاتف خضرنام
که خاراشکافست و خضراخرام.نظامی.
خضراخرام. [ خ َ خ ِ / خ َ / خ ُ ] ( ص مرکب ) کنایه از آسمان پیما. بر فلک رونده. فلک سیر. آنکه سیر در آسمان دارد:
بفرمان او خضر خضراخرام
به آهنگ پیشینه برداشت گام.نظامی.همانا که آن هاتف خضرنام
که خاراشکافست و خضراخرام.نظامی.
کنایه از آسمان پیما بر فلک رونده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 251-اين مرد عرب، از اولياى خدا مانند حضرت خضر(ع )، و يا فرشته اى بهصورت انسان بوده است.
💡 اگر چه همچو سکندر رسید بر ظلمات ولی چه سود که خضر آب زندگانی یافت
💡 O پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: اگر موسى صبر مى كرد، عجايب بيشترى از خضر مى ديد.(306)
💡 ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل رشحهای بر دوزخ آسایان هجران کن سبیل
💡 مشو خودبین کز این آیینه با آن تشنه جانیها به آب خضر دست خویش اسکندر نمی شوید
💡 گفت: (چهار، دو در زمين و دو در آسمان. پس در آسمان عيسى و ادريس است؛ و در زمينالياس و خضر.)