هماره

لغت نامه دهخدا

هماره. [ هََ رَ / رِ ] ( اِ ) همار که اندازه و شمار و حساب باشد. ( برهان ). رجوع به همار شود.
هماره. [ هََ رَ / رِ ] ( ق ) مخفف همواره، یعنی همیشه و دائم. ( برهان ). پیوسته. هموار. همواره. دائماً. ( یادداشت مؤلف ):
فضل او خوان گر همه توحیدخواهی گفت تو
زآنکه فضل او هماره قدرت یزدان بود.مجلدی گرگانی.وین خیمه کبود نبینند و این دو مرغ
کایشان هماره از پس دیگر همی پرند.ناصرخسرو.رجوع به همواره و همار شود.

فرهنگ معین

(هَ ر ) (ق. ) = همواره: همیشه، دایم.

فرهنگ عمید

= همواره

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- شماره حساب. ۲- آمار.
مخفف همواره یعنی همیشه و دائم پیوسته هموار

ویکی واژه

همواره: همیشه، دایم.

جمله سازی با هماره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تقدمست تا همی بر انتها نخست را هماره باد مدح او شعار من دثار من

💡 همیشه یار تو یار نشاط در هر وقت هماره خصم تو یار کلال در هرحال

💡 هماره تیر دلم را به تیر غمزه مزن چرا که پرورش او به آب و دانۀ تست

💡 همیشه تا نشود جهل با خرد همسر هماره تا نبود زهر چون شکر شیرین

💡 همیشه تا که دمد خاک ورد نیسان هماره تا که وزد باد سرد در بهمن

💡 گردون هماره داشت به تعظیم او رکوع شد تا کند زهیبت تکبیر او سجود

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز