لغت نامه دهخدا
خشم فروخوابانیدن. [ خ َ / خ ِ ف ُ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) از عصبانیت دست در کشیدن. عصبانیت یکسو نهادن. ( از یادداشت بخط مؤلف ). صفق. ( تاج المصادر بیهقی ).
خشم فروخوابانیدن. [ خ َ / خ ِ ف ُ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) از عصبانیت دست در کشیدن. عصبانیت یکسو نهادن. ( از یادداشت بخط مؤلف ). صفق. ( تاج المصادر بیهقی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 1 امام صادق عليه السلام فرمودند: صدقه آشكار هفتاد نوع بلا را دور گردانيده وصدقه پنهان خشم پروردگار را از بين مى برد.
💡 مردم از این مشتی گدا از مردم مانده جدا کو شعلهٔ قهر خدا کو آتش خشم یزد
💡 ز خشمش تلخ تر چیزی نباشد در جهان هرگز ز تلخی خشم او نشگفت اگر الوا شود حلوا
💡 سلطان محمد خدابنده روزى به همسر خود غضب نمود و درحال خشم و عصبانيت او را سه طلاقه كرد. سپس ازعمل خود كه با ناراحتى و شتاب انجام گرفته بود پشيمان شد.
💡 توئی که سهم تو برباید از حوادث چنگ توئی که خشم تو بستاند از نوائب ناب
💡 - گفت: مولى است. خشم و غضبش فزونى يافت و گفت: فقيه جزيره (ناحيهشمال سوريه فعلى ) كيست ؟