لغت نامه دهخدا
خسیس رتبه. [ خ َ رُ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) پائین رتبه. پست رتبه:
مشتی خسیس رتبه که اهل سخن نیند
با من قران کنند قرینان من نیند.خاقانی.
خسیس رتبه. [ خ َ رُ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) پائین رتبه. پست رتبه:
مشتی خسیس رتبه که اهل سخن نیند
با من قران کنند قرینان من نیند.خاقانی.
پائین رتبه پست رتبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سر کوی قناعت به در شاه مرو چون خسیسان ز پی مال و زر و جاه مرو
💡 چشم طمع مدوزید برکیسهٔ خسیسان باورنمیتوان داشت سگ نان دهد گدا را
💡 تو سخت نیک عزیزی، ولی چه فایده زین که اوفتاده به دست خسیس خون خواری
💡 پشیمانی است در دنبال احسان خسیسان را که مهر از ماه نور خویش در هر ماه پس گیرد
💡 ژان-ژاک روسو فیلسوف معروف دربارهٔ مضمون نمایشنامهٔ خسیس گفتهاست: