خسرو منش

لغت نامه دهخدا

خسرومنش. [ خ ُ رَ / رُو م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) شاه طبیعت. باطبیعت شاهانه. با طبیعت ملکانه. شهمنش:
به پیش نیاکان خسرومنش
پس از مرگ باشد بمن سرزنش.فردوسی.

فرهنگ فارسی

شاه طبیعت با طبیعت شاهانه

جمله سازی با خسرو منش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو دل برفت ز خسرو، چه سود بندد صبر؟ چو دل بیامد، وقف شما بخواهم کرد

💡 مظفری ملکی خسروی خداوندی که جاه و قدرش بگذشته است از کیوان

💡 چو شیرین تن خویشتن را به تیغ پس از خسرو تیغ زن کشتمی

💡 اگر گویی ز من بربا دل خویش ز تو نتوانم، از خسرو بریدم

💡 دیدم آن شاه را آن شه آگاه را گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست

💡 باغی ست عجب وصل تو، می پرس ز خسرو من بنده در آن باب ندانم که چه باشد

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز