خزانه ٔ کتب
مترادفها
کتابخانه
لغت نامه دهخدا
خزانه کتب. [ خ ِ / خ َ ن َ / ن ِ ی ِ ک ُ ت ُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کتابخانه. آنجا که کتاب قرار می دهند تا در دسترس قرار گیرد: چون خطبه به آخر رسید امیرالمؤمنین بفرمود تا آنرا نسخه کردند و به خزانه کتب سپردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
فرهنگ فارسی
کتابخانه آنجا که کتاب قرار می دهند تا در دسترس قرار گیرد.
جمله سازی با خزانه ٔ کتب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گشاده بنده معزّی در خزانه ی شعر نمود گوهر حکمت زخاطر گهری
💡 سپهر را تو به تاراج ما گذاشته ای نه هر چه دزد ز ما برد در خزانه تست؟
💡 دل شکسته بود گوهر یگانه عشق بود ز چهره زرین زر خزانه عشق