لغت نامه دهخدا
خرگه گاوپشت. [ خ َ گ َ هَِ پ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان. خرگاه گاوپشت. رجوع به خرگاه گاوپشت شود:
بدانیم کاین خرگه گاوپشت
چگونه درآید بخاک درشت.نظامی.
خرگه گاوپشت. [ خ َ گ َ هَِ پ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان. خرگاه گاوپشت. رجوع به خرگاه گاوپشت شود:
بدانیم کاین خرگه گاوپشت
چگونه درآید بخاک درشت.نظامی.
کنایه از آسمان خرگاه گاو پشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر خرگهی جست و هر سو شتافت نشانی ز راز پریوش نیافت
💡 در آن خرگه بت موزون شمایل چو معنی لطیف و بکر در دل
💡 ای صنمِ خرگهی خیمه برون زد بهار گر ز جهان آگهی بادۀ نوشین بیار
💡 نه بینی! خرگهی بر روی بسته نه دندان! یک دو زرنیخ شکسته
💡 غبار راه توام در نظر نمی آرم شکوه خرگه جمشید و تخت کسری را
💡 آنچه بر این مائدهٔ خرگهی است کاسهٔ آلوده و خوان تهی است