خرقه فکندن

لغت نامه دهخدا

خرقه فکندن. [ خ ِ ق َ / ق ِ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خرقه تسلیم کردن. کنایه از تسلیم شدن است:
من خرقه فکنده ام ز عشقت
باشد که بوصل تو زنم چنگ.سعدی ( طیبات ).

فرهنگ فارسی

خرقه تسلیم کردن کنایه از تسلیم شدن است.

جمله سازی با خرقه فکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخن را بر زمین نتوان فکندن جمله چون باران بسی در گوش باید کرد، همچون لولولالا

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز