لغت نامه دهخدا
خرده هیزم. [ خ ُ دَ / دِ زُ ] ( اِ مرکب ) هیزمهای ریزه که پس از شکستن باقی می ماند. آشغال هیزم. هیزم خرده.
خرده هیزم. [ خ ُ دَ / دِ زُ ] ( اِ مرکب ) هیزمهای ریزه که پس از شکستن باقی می ماند. آشغال هیزم. هیزم خرده.
هیزمهای ریزه که پس از شکستن باقی می ماند.
💡 گو بزرگی کن و متاز از آنک زیر هر حرف خردهکاریهاست
💡 تو این پیشکش راز من در پذیر بود خرد اگر خرده بر من مگیر