لغت نامه دهخدا
خردانگارشی. [ خ ُ اِرِ ] ( حامص مرکب ) کوته بینی. کوته نظری. خردک نگرشی.
خردانگارشی. [ خ ُ اِرِ ] ( حامص مرکب ) کوته بینی. کوته نظری. خردک نگرشی.
کوته بینی کوته نظری
💡 از لطف تو گر غمزده ئی شاد شود نزد خرد این ملک جهانی ارزد
💡 از غبار آستانش هر نفس چشم خرد زّله دیگر به زیر آستین بر میکشد
💡 ز کافر او نگیرد رزقِ خود باز کجا گیرد ز مرد پر خرد باز
💡 ابروهای همه انجمن سفید می کند - پس نیاز به خرد یک بیننده واقعی دارد -
💡 خرد هنر نکند تا نخواهد از تو نظر هنر اثر نکند تا نگیرد از تو مثال
💡 در اوایل دهه ۲۰۰۰، میکالی شرکت پیپرکوین را تأسیس کرد، یک سیستم پرداخت خرد که در سال ۲۰۰۷ خریداری شد.