لغت نامه دهخدا
خرابه مشهد. [ خ َ ب ِ ی ِ م َ هََ ]( اِخ ) نام دهی است از ده های سدن رستاق مازندران. ( ازمازندران و استرآباد رابینو ترجمه فارسی ص 168 ).
خرابه مشهد. [ خ َ ب ِ ی ِ م َ هََ ]( اِخ ) نام دهی است از ده های سدن رستاق مازندران. ( ازمازندران و استرآباد رابینو ترجمه فارسی ص 168 ).
نام دهی است از دههای سدن رستاق مازندران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود ار چرخ گنج وصل تو در کنج دل نهان/ گویا بهر خرابه دلش بوده سالها
💡 خرابه ها همه چون از قمر شود روشن چراست تیره دل من، چو شد خراب قمر
💡 یزلهخوان: رباب رباب ربابه حال رباب خرابه/حاضران: رباب رباب ربابه حال رباب خرابه
💡 دلم که بستده ای باز ده که که لاف زنم که این خرابه ز سلطان خویش انعام است
💡 تو همچو باد سبک میروی، چه میدانی بر این خرابه چه از ترکتاز میگذرد؟
💡 احـتـمـال هـم داده انـد كـه مـراد از (مؤ تفكة ) اعم از قراى قوم لوط و تمامى قريه هايىباشد كه سكنه آن ها در تاريخ بشريت دچار عذاب شده و منقرض شدند، و خرابه هاى آنقريه ها و علامتهايى از آنها بجاى مانده.