خجلت گری

لغت نامه دهخدا

خجلت گری. [ خ ِ ل َ گ َ ] ( حامص مرکب ) حالت خجلت کشیدن. حالت خجالت کشیدن. حالت شرمساری. حالت شرمگینی. حالت خجلت زدگی:
نیز برآنم که ز خجلت گری
بازرسانم بدل جوهری.میرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

حالت خجلت کشیدن حالت شرمگینی

جمله سازی با خجلت گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اغیار دید و لا مکان بحرم جانان شتافت و مع ذلک ستر نمودم و سرّ نگشودم و خجلت ترا نپسندیدم.»

💡 مرا دیده است طوفان‌خیز و آهم برق سوزنده چه منت دارم از برق و چه خجلت دارم از باران

💡 هر که اینجا از سرافرازان نهد سر بر زمین خط ز خجلت کم کشد در روز محشر بر زمین

💡 در چنگ دبیران قوی پنجه، قلمها پر پیچ و خم، از خجلت آن هر دو، چو نال است

💡 زنى خدمت حضرت صديقه (س ) رسيد و سؤالى كرد، جواب شنيد تا ده سؤال خجلت كشيده عرض كرد: بر شما مشقت نباشد؟

💡 قـول پـيـر راجـع بـه مـقـام دوم و قـول خـود قـائل راجـع بـه مـقـاماول است. پس، در اين نظر خوف و حزن و خجلت و سر افكندگى انسان را فرا گيرد.

طراحی صحنه یعنی چه؟
طراحی صحنه یعنی چه؟
شودر یعنی چه؟
شودر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز