لغت نامه دهخدا
خای فدنغ. [ ف ُ ] ( اِخ ) شهری است به ایالت میونان از چین در جنوب غربی پکن بفاصله 530 هزارگزی آن و بر کنار رود «هونگ هو». ( از قاموس الاعلام ترکی ).
خای فدنغ. [ ف ُ ] ( اِخ ) شهری است به ایالت میونان از چین در جنوب غربی پکن بفاصله 530 هزارگزی آن و بر کنار رود «هونگ هو». ( از قاموس الاعلام ترکی ).
شهریست بایالت میونان از چین در جنوب غربی پکن بفاصله ۵۳٠ هزار گزی آن و برکنار رود [ هونگ هو ].
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا کی رقیب از خرّمی طعنه زند بر حال من این ژاژ خایی را بگو تا بس کند آن بد علف
💡 زلف بندی نیست کز تدبیر بتوان پاره کرد کند دندان خود از نیر خایی چون کنم
💡 جان بر آمد یار بهر پرسشم نگشاد لب بر نیامد کام من از لعل شکر خای او
💡 مگو چون بلبل و قمری سخن از سرو و گل اینجا که این افسانه ها را ژاژ خایی عشق می داند
💡 عشق و مهر وخال و زلف و روی و چشم و خط و لب ور زو کار و بوی و مال و بوس و بین و خار و خای