خاک پیرزن

لغت نامه دهخدا

خاک پیرزن. ( اِخ ) دهی است از دهستان فندرسک بخش رامیان شهرستان گرگان واقع در 40 هزارگزی جنوب باختری رامیان. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر دارای 270 تن سکنه که مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی و ترکی است. آب آنجا از چشمه و محصولات برنج و غلات و پنبه و صیفی و کنف است. شغل اهالی زراعت و راه مالرو میباشد. بنای امامزاده قدیمی نیز در آنجا است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان فندرسک بخش رامیان شهرستان گرگان واقع در ۴٠ هزار گزی جنوب باختری رامیان.

جمله سازی با خاک پیرزن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از طرفی هم به نظر می‌رسد که بو برده که ممکن است حیدر برادرش باشد و پیرزن مادرش.

💡 چرخ از خوف تو در شست جهاندار قضا رعشه بر چرخه چو چرخی بکف پیرزن است

💡 دید در مکه به نزدیک منا پیرزنی کودک خُرد به پیرامُن وی چند تنی

💡 یعنی: «هرگاه پیرمرد و پیرزن زناکردند حتماً آنها را سنگسار کنید، این عذاب و کیفری است از ناحیه خداوند و خداوند شکست ناپذیر و حکیم است».

💡 سلستینا نمادی است از پیرزنی حیله‌گر و همه‌فن‌حریف که در عین حال پاانداز نیز هست.

💡 پادشاه و پاسبان و شیرمرد و پیرزن در در مرگند وقت عاجزی بر یک مثال

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز