لغت نامه دهخدا
خانه رمیده. [ ن َ / ن ِ رَ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) آنکه از خان و مان دور افتاده باشد. ( آنندراج ).
خانه رمیده. [ ن َ / ن ِ رَ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) آنکه از خان و مان دور افتاده باشد. ( آنندراج ).
آنکه از خان و مان دور افتاده باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صفحاتی چند از رمان غزال رمیده از غزل نوشته کامران داوری نیکو به شرح شیدایی بویوک آقا میپردازد. همچنین مقالهای مفصل و مصوّر در خصوص بویوک آقا با عنوان خنیاگر خاموش در نشریه تصویر سال، شماره ۶۰، سال ۱۳۸۸به قلم کامران داوری نیکو به چاپ رسیدهاست.
💡 بزهای اهلی که از گله خود فرار کردهاند در برخی نقاط وارد حیاتوحش شده و به صورت حیوان رمیده بهطور طبیعی زندگی میکنند. حضور این نوع جانوران در مناطقی که زیستگاه مناسب آنها نباشد ممکن است آسیبهای جدی به محیط زیست وارد کند.
💡 به شوق آن رخ چون گل دل رمیده ی ما به بوستان جهان ناله ی هزار گرفت
💡 خسرو آهوی رمیده ست ز خوبان که برو گر دل شیر نهی، بیش پریشان نشود
💡 گوام اثرات مخرب شدیدی از گونه مهاجم بر روی تنوع زیستی طبیعی جزیره را تجربه کرده است. این اثرات شامل انقراض محلی گونههای بومی پرندگان پس از ورود مار درختی قهوهای، هجوم سوسک کرگدنی نارگیل که باعث تخریب درختان نارگیل میشود و تأثیر پستانداران و دوزیستان رمیده معرفی شده به این جزیره است.
💡 ز آشنایی مردم رمیده ایم رهی که بوی مردمی از هیچ کس نمیآید