خانه خودی

لغت نامه دهخدا

خانه خودی. [ ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش بیارجمند شهرستان شاهرود واقع در 20 هزارگزی خانه بیار. این ناحیه کوهستانی و آب و هوایش معتدل است، سکنه آن 400 تن و مذهب اهالی شیعه و زبانشان فارسی است. آب آنجا از قنات و محصولاتش غلات و تنباکو و پنبه و بنشن و بادام و پسته است. اهالی بزراعت و گله داری گذران می کنند و راه آنجا فرعی است ولی میتوان به آنجا اتومبیل برد... در آنجا یک باب دبستان وجود دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ص 105 ).

فرهنگ فارسی

دهیست از دهستان مرکزی بخش بیارجمند شهرستان شاهرود.

جمله سازی با خانه خودی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان همچو خانیست بر رهگذر خردمند از این خانه جوید حذر

💡 خانه خسرو از رخش هست صفا که هر زمان از رخ فکر مدح تو دور کند نقاب را

💡 چو مدح تو خوانند در خانه یی درآن خانه دولت کند آشیان

💡 خوانیست درین خانه، گسترده به خون دل لوزینهٔ او وحشت، پالودهٔ او سودا

💡 هر که مکروه نخواهد که ببیند صائب به ازان نیست که از خانه نیاید بیرون

💡 بخواه باده و با یار عزم صحرا کن چو گل به باغ رود رو به خانه نتوان کرد

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز