لغت نامه دهخدا
خامه ریگ. [ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تل ریگ. نقا. ( زمخشری ):
کرده از خلق دشمنان چو سحاب
خامه ریگ را بخون سیراب.سنایی ( از حاشیه برهان قاطع ).
خامه ریگ. [ م َ / م ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تل ریگ. نقا. ( زمخشری ):
کرده از خلق دشمنان چو سحاب
خامه ریگ را بخون سیراب.سنایی ( از حاشیه برهان قاطع ).
تل ریگ نقا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می نویسم از چمن با آن گل رو نامه یی خامه تحریر از منقار بلبل می کنم
💡 ز نوک خامه یکی روضه کرده ام ترتیب که پیش دیده حاسد نموده خارستان
💡 بر اوج فکر خامه صائب مپرس چیست کبکی است خنده بر کمر طور میزند
💡 که میتوان با ان خورش مرغ کاری با ماست و خامه و شنیسل مرغ را درست کرد
💡 ز زخم تیر مکافات چرخ آگه نیست نهد بحرف کسی هر که خامهوار انگشت