خام عقلی

لغت نامه دهخدا

خام عقلی. [ ع َ ] ( حامص مرکب ) حماقت. دیوانگی. کم عقلی. ناتوانی. ( ناظم الاطباء ). عمل خام رای. عمل ناقص رای.

فرهنگ فارسی

حماقت دیوانگی

جمله سازی با خام عقلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوز، نه ئی مقل را شارع عقلی مگوی دم دمه ی غول را دعوی مهدی مخوان

💡 به جان تو که بگویی وطن کجا داری که سخت فتنه عقلی و خصم هشیاری

💡 نور عقلی کز فروغش چشم عالم روشن است پرده خواب است پیش دیده بینای عشق

💡 داند آن عقلی که او دل‌روشنیست در میان لیلی و من فرق نیست

💡 چه افرنگ عقلی که بود اصل دین چو حلقه‌ست بر در در آن کوی و دنگ

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز