خام عقلی
متضادها
پخته عقلی
لغت نامه دهخدا
خام عقلی. [ ع َ ] ( حامص مرکب ) حماقت. دیوانگی. کم عقلی. ناتوانی. ( ناظم الاطباء ). عمل خام رای. عمل ناقص رای.
فرهنگ فارسی
حماقت دیوانگی
جمله سازی با خام عقلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گوز، نه ئی مقل را شارع عقلی مگوی دم دمه ی غول را دعوی مهدی مخوان
💡 به جان تو که بگویی وطن کجا داری که سخت فتنه عقلی و خصم هشیاری
💡 نور عقلی کز فروغش چشم عالم روشن است پرده خواب است پیش دیده بینای عشق
💡 داند آن عقلی که او دلروشنیست در میان لیلی و من فرق نیست
💡 چه افرنگ عقلی که بود اصل دین چو حلقهست بر در در آن کوی و دنگ
💡 تصمیمگیریهای عجولانه که بدون بررسی دقیق جوانب مختلف موضوع انجام میشوند، اغلب ریشه در خام عقلی و عدم توجه به پیامدهای بلندمدت اعمال دارند.
💡 در مباحث فلسفی، زمانی که فرد بدون استناد به شواهد معتبر قضاوت میکند، میتوان گفت که او دچار نوعی خام عقلی در تحلیل مسائل پیچیده شده است.
💡 برای پیشگیری از بروز اشتباهات فاحش در مدیریت بحران، لازم است که مدیران از خام عقلی دوری کرده و بر پایه منطق و تجربه تصمیم بگیرند.