لغت نامه دهخدا
حمل هوهو. [ ح َ ل ِ هَُ وَ هَُ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به حمل مواطاة شود.
حمل هوهو. [ ح َ ل ِ هَُ وَ هَُ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به حمل مواطاة شود.
💡 نقلست که یک بار چند شبانروز در زیردرختی رقص میکرد ومیگفت: هوهو گفتند این چه حالتست گفت: این فاخته بر ایندرخت میگوید کوکو من نیز موافقت او را میگویم هوهو وچنین گویند تا شبلی خاموش نشد فاخته خاموش نشد.
💡 مرگ مادر، هوهو زن کوی و کوچههایم کرد و از آبشخور آن درد است که هنوز رُباب دلم دائمالنغمه است.
💡 آنها حیوانات مختلفی را شکار میکنند - عمدتاً بی مهرگان بزرگ از جمله سوسک اسکاراب و هوهو، پروانه، کرم، عنکبوت، ملخ، و در نیوزیلند، جیرجیرکهای سنگین نیز غذای اصلی آنان را تشکیل میدهد. آنها همچنین تقریباً هر طعمه با اندازه مناسب را میگیرند، به ویژه پرندگان کوچک و موشها. آنها میتوانند غذای مناسب را در جنگلهای کاج و همچنین جنگلهای بومی پیدا کنند.
💡 چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو منه ز دست پیاله چه میکنی هی هی