فرهنگستان زبان و ادب
{nutrition support} [تغذیه] کمک به افراد بستری یا دارای محرومیت شدید غذایی یا اختلالات تغذیه ای، ازطریق تغذیه با لوله یا تغذیۀ وریدی
{nutrition support} [تغذیه] کمک به افراد بستری یا دارای محرومیت شدید غذایی یا اختلالات تغذیه ای، ازطریق تغذیه با لوله یا تغذیۀ وریدی
💡 حمایت از دانشنامه تشیع از بدو تأسیس تا سال ۱۳۶۶ از جمله فعالیتهای این بنیاد بود.
💡 کسی که بندهٔ فرمان توست آزاد است علی الخصوص فقیری که در حمایت توست
💡 چون زتاب آفتاب حادثات ایمن شدست آنکه هست از سایه لطفت حمایت یافته
💡 وگر به عُقْده رأس اندرون گرفت قمر مر اَهْرمن به حمایت گرفت فَرْقَد را
💡 رابطهٔ غیررسمی گاهی شامل حمایت، عاطفه، و لذتهای مشترک است که مبنای دیگر اشکال رابطهٔ دوستانه را فراهم میکنند.
💡 هر چند بیشتر قشرها از کودتا حمایت کردند، اما دولت قدرت لازم را در تمام کشور نداشت.