لغت نامه دهخدا
حصن الفرح. [ ح ِ نُل ْ ف َ رَ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک اشبیلیه به اندلس. رجوع به عیون الانباء ج 1 ص 69 شود.
حصن الفرح. [ ح ِ نُل ْ ف َ رَ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک اشبیلیه به اندلس. رجوع به عیون الانباء ج 1 ص 69 شود.
موضعی است نزدیک اشبیلیه باندلس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود زا می غفلتم حساب الفرحی آخر که بهوش آمده ام هیچ نبود
💡 بیا ساقی آن شیر ام الفرح بدوش ولبالب کن از وی قدح
💡 مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم فرح ابن الفرح ابن الفرح ابن الفرحم
💡 اصبحت من وصلهم فیالروح و الفرح امسیت من هجرهم فیالضر و السقم
💡 در حديث معراج آمده است: اهل الدنيا من كثر اءكله و ضحكه و نومه و غضبه،قليل الرضا لا يعتذر الى من اءساء اليه و لايقبل معذرة من اعتذر اليه، كسلان عند الطاعة، شجاع عند المعصية، اءمله بعيد و اءجله قريب، لا يحاسب نفسه، قليل المنفعة كثير الكلام،قليل الخوف، كثير الفرح عند الطعام... بحار/77/24
💡 إ نّ في الجنّة داراً يقال لها دار الفرح لايدخلها إ لاّ من فرّح يتامى المؤ منين (854).