لغت نامه دهخدا
حسین طلعتی. [ ح ُ س َ ن ِ طَ ع َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ انقروی مفتی. درگذشته 1075 هَ. ق. دیوان شعر به ترکی دارد. ( هدیة العارفین ج 1 ص 322 ).
حسین طلعتی. [ ح ُ س َ ن ِ طَ ع َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ انقروی مفتی. درگذشته 1075 هَ. ق. دیوان شعر به ترکی دارد. ( هدیة العارفین ج 1 ص 322 ).
ابن عبدالله انقروی مفتی وی دیوان شعر بترکی دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلت کباب ز خورشید طلعتی نشده است چه لذت است ترا از نمک فشانی صبح؟
💡 عزم وداع کرد جوانی به روستای در تیره شامی از بر خورشید طلعتی
💡 طلعتی دارد و خویی چو رخ خویش بدیع فری آن طلعت فرخنده و آن خوی فری
💡 خوش انکه جا به خلوت خورشید طلعتی همچون سحر ز یاری بخت سفید کرد
💡 یکی قمر طلعتی که بد فرشته نهاد به عصمت و شرم او زنی به گیتی نبود
💡 بس اینم کز خریداران یوسف طلعتی باشم سر موئی ز سودای محبت نبود ارسودم