لغت نامه دهخدا
حسی ذی تمنی. [ ح ِس ْ ی ُ ت َ م َن ْ نا ] ( اِخ ) نخلستانی است به یمامة بنوالعنبر را. ( معجم البلدان ).
حسی ذی تمنی. [ ح ِس ْ ی ُ ت َ م َن ْ نا ] ( اِخ ) نخلستانی است به یمامة بنوالعنبر را. ( معجم البلدان ).
نخلستانیست به یمامه بنو العنبر را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این تمنی هم ز بیعقلی اوست که نبیند کان حماقت را چه خوست
💡 در درد سرم زین دل سودا پیشه کو را نبود به جز تمنی پیشه
💡 خضر از رهزنی موج سراب آسوده است دل آگاه به دنبال تمنی نرود
💡 زندگی تن چو جان را مانع است از روی تو عاشقان زنده دل مردن تمنی کرده اند
💡 بار خدایی که از سعادت او یافت هرچه همی از زمانه کرد تمنی
💡 در خدمت تو هست تسلی فاضلان جز طاعت تو نیست تمنی روزگار