حسن هاتف

لغت نامه دهخدا

حسن هاتف. [ ح َ س َ ن ِ ت ِ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ برسوی ( 1077-1157 هَ. ق. ). متخلص به هاتف و قاضی توقاد بود. دیوان شعر ترکی دارد. ( هدیة العارفین ج 1 ص 298 ).

فرهنگ فارسی

ابن عبدالله برسوی متخلص هاتف و قاضی توقاد بود وی دیوان شعر ترکی دارد

جمله سازی با حسن هاتف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بانگ کردش هاتفی تو نام آن کس یاد کن غم مخور از هیچ کس در ذکر نامش ای عنود

💡 هاتف غیبم سحرگه مژده‌ای آورده است مژده باد ای مخلصان میر میران، مژده باد

💡 غنچه‌سان هاتف دلم از عشق چون صد پاره است سینه‌ام زین غم چو گل صد چاک بودی کاشکی

💡 سیمرغ فیلمی به کارگردانی اکبر صادقی و نویسندگی صادق هاتفی محصول سال ۱۳۶۶ است.

💡 بیگُم دختر هاتف، متخلص به رَشحه*،‏ (۱۱۹۸ ه‍.ق - ؟) شاعر ایرانی در دوران قاجار بود.

💡 هاتف مكانى را نشان داد، عبدالمطلب به آنجا رفت، قريشيان نيز همراه او حركت كردند،سرانجام عبدالمطلب به وصال يار رسيد، و آن كودك را در زير درختى يافت او را بهآغوش گرفت و به خانه خود آورد(5).

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز