لغت نامه دهخدا
حسن نصبی. [ ح َس َ ؟ ] ( اِخ ) رجوع به حسن بغدادی و ابن موسی شود.
حسن نصبی. [ ح َس َ ؟ ] ( اِخ ) رجوع به حسن بغدادی و ابن موسی شود.
💡 ۳- قلعه نظامی بودهاست که حدود شصت سال پیش تسطیح و به زمین زراعتی تبدیل شدهاست در عمق پنج، شش متری این زمین خانهای و نصبی و راهنمایی به اطراف و جوانب قلعه پیداشده که فعلاً محو و یافتنش مستلزم خاک برداریهای دیگری است.
💡 در برنامههای کامپیوتری،slipstreaming عمل جمعآوری پچها (SPها را نیز در بر میگیرد) در پرونده نصبی اصلی برنامه است که نتیجه ان امکان نصب مستقیم یک برنامه به روز شدهاست.