حسن معاضد
لغت نامه دهخدا
حسن معاضد. [ ح َ س َ ن ِ م ُ ض ِ ] ( اِخ ) معاضدالسلطنه. رجوع به معاضد شود.
جمله سازی با حسن معاضد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فـرمـود: مـا خـروج نمى كنيم در زمانى كه نمى بينى در آن پنج نفر كه معاضد باشند ازبراى ما، ما داناتريم به وقت خروج.(79)
💡 وزارت به معنى يارى و معاونت آمده است. وزارت به معنى كمك فكرى و همكارى در تدبيرو مصلحت انديشى آمده است. نوجوان بايد در محيط خانواده معاون پدر و مادر باشد. بايدبا مشاوره و تبادل فكر، والدين خود را يارى كند و در تدبير زندگى و مصلحت انديشى،همكار و معاضد آنان باشد.
💡 قرآن عين برهان است، و عقل و نقل معاضد يكديگرند، و هر دو در اين حكم محكم متفق اند،اگر انسان من حيث هو انسان، بايد خودش را بسازد، چاره اى جزتحصيل علم نافع و عمل صالح ندارد.