حسن طائر

لغت نامه دهخدا

حسن طائر. [ ح َ س َ ن ِ ءِ ] ( اِخ ) ابن عبدالرحیم ( 1192 - 1247 هَ. ق. ). پسر برادر ابراهیم خان اعتمادالدوله. دیوانی در پنج هزار بیت داشت. احوالش در مجمعالفصحاء ( ج 2 ص 343 ) و فارسنامه ناصری ( ج 2 ص 149 ) وفهرست مجلس ( ج 3 ص 339 ) آمده است. ( ذریعه ج 9 ص 635 ).

فرهنگ فارسی

ابن عبدالرحیم پسر برادر ابراهیم خان اعتماد الدوله دیوانی در پنج هزار بیت داشت

جمله سازی با حسن طائر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طائر عشقم چو شبنم آشیان در اوج کرد در هوای عشق تو از نیستی صد فوج کرد

💡 نشان پای روباه است اندر قلعهٔ امکان بپر چون طائر دولت، رها کن ماکیانی را

💡 هيچ جنبنده اى در زمين، و هيچ پرنده اى كه با دوبال خود پرواز مى كند نيست مگر اينكه امت هائى همانند شما هستند (و ما من دابه فىالارض و لا طائر يطير بجناحيه الا امم امثالكم ).

💡 در آيـات قـرآن نيز به عناوين مختلف به اين امر اشاره شده است از جمله در آيه 38 سورهانعام مى خوانيم: و ما من دابة فى الارض و لا طائر يطير

💡 خرم آن طائر که باز عشق کرد آنرا اسیر گشت مرغ باغ عزت بعد خواری داشتن

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز