لغت نامه دهخدا
حسن بقالی. [ ح َ س َ ن ِ ب َق ْ قا ] ( اِخ ) رجوع به حسن شاه شود.
حسن بقالی. [ ح َ س َ ن ِ ب َق ْ قا ] ( اِخ ) رجوع به حسن شاه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا حمام عمومی ندارد، دسترسی عمومی به اینترنت ندارد، دسترسی به وسیله نقلیه عمومی ندارد. و این روستا بقالی ندارد، نانوایی ندارد.[۱]
💡 تریدر جو'ز زنجیرهای خصوصی از بقالی هاست که مقرش در مونرویا، کالیفرنیا در لس آنجلس بزرگ است. تا مه ۲۰۱۳، تریدر جو'ز ۴۷۱ مغازه داشته است که تقریباً نصف ان در کالیفرنیا بوده و بیشترین تمرکز آن در جنوب کالیفرنیا است. این شرکت در ۳۰ ایالت و واشینگتن دی سی حضور دارد.
💡 کارگران ساختمانی و عمدهٔ شهر هندی هستند و بعد از آنها پاکستانیها که کمی بیشتر از هندیها کار شخصی هم دارند و فیلیپینیها هستند. بازار سنتی و کوچک دبی مثل موبایل فروشها، بقالیها و لوازم یدکی خودروفروشیها و بقیهٔ کارها با سرمایهٔ کوچک بیشتر به دست ایرانیهای قدیمی ساکن دبی میگردد. پس از ایرانیها، عربهای سوری و پاکستانیها بازار سرمایه را در دست دارند.
💡 آدل و ایزاک پس از سالها زندگی با هم طلاق گرفتند. تد ابتدا شش ماه با پدرش زندگی کرد و سپس عازم زندگی با مادرش شد که مغازه بقالی کوچکی در ژوهانسبورگ داشت. برای ادامه تحصیلات، تد را به مدرسه شبانهروزی و خواهرانش را به کلیسا فرستند.