لغت نامه دهخدا
حسرت کده. [ ح َ رَ ک َ دَ ] ( اِ مرکب ) حسرت سرا. حسرت آباد. حسرت خانه. آرمان خانه. جائی که جز حسرت در آن نباشد:
از ناله عاشقانه من
حسرت کده گشت خانه من.فیاضی ( از آنندراج ).|| کنایت از دنیای فانی.
حسرت کده. [ ح َ رَ ک َ دَ ] ( اِ مرکب ) حسرت سرا. حسرت آباد. حسرت خانه. آرمان خانه. جائی که جز حسرت در آن نباشد:
از ناله عاشقانه من
حسرت کده گشت خانه من.فیاضی ( از آنندراج ).|| کنایت از دنیای فانی.
حسرت سرا حسرت آباد آرمان خانه
💡 اما چرا از گفتار اول آنها پاسخ نمى دهد؟ زيرا واقعيتى است كه گريزى از آن نيست، آنهابايد حسرت بخورند و غرق غم و اندوه باشند.
💡 4 حسرت بزرگ آن است كه انسان براى لذّت و راحتى چند روزه، دوزخ و عذاب هميشگى را خريدارى كند. (لبثنا يوما)
💡 نگارا گر مرا خواهی وگر همدرد و همراهی مکن آه و مخور حسرت که بختم محتشم بودی
💡 بیدل از حسرتپرستان خرام کیستم کز نیشکر جان به لب میآیدم تبخاله است
💡 طبق بعضى روايات حسرت در اين آيه مربوط به كسانى است كه رهبران آسمانى واوصياى پيامبرعليهم السّلام را رها كرده و بهدنبال رهبران فاسق رفتند.
💡 رخ بر رخش نهاد و به حسرت سرشک ریخت این داند آنکه از پسری نوجوان گذشت