حسامی لاچین
لغت نامه دهخدا
حسامی لاچین. [ ح ُ ی ِ ] ( اِخ ) رجوع به حسام الدین لاچین شود.
حسامی لاچین. [ ح ُ ی ِ ] ( اِخ ) حسام الدین لاچین بن عبداﷲ ذهبی طرابلسی امیر مشهور به حسامی که در 738 هَ. ق. درگذشته است. او راست: «تحفة المجاهدین فی العمل بالمیادین » در اسب دوانی. ( هدیة العارفین ج 1 ص 839 ). و شاید هم اوست که در تاریخ غازانی نائب علم الدین غنمی خوانده شده است. رجوع به آن کتاب ص 146 شود.
جمله سازی با حسامی لاچین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 افسانه حسامی فرد در سال ۱۳۷۵ در رشته دکترای حرفهای پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شد. وی توانست در سال ۱۳۸۳ با اخذ مدرک دکترای حرفهای دانشآموخته شود.
💡 دهستان حسامی، یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان سرچهان در استان فارس ایران است. مرکز این دهستان، روستای جمالآباد است.
💡 سعید حسامی مدیرعامل وقت هما در مصاحبه با روزنامه ابرار اقتصادی پیرامون احتمال قطع پروازهای ایران ایر به اروپا بر اثر تحریم گفت: «اتحادیه اروپا تصمیم خود را گرفتهاست و به سرعت تلاش میکند تا زمینه را برای قطع پروازها فراهم کند.»
💡 با استفاده از صفحات سینمایی روزنامه آیندگان و مجله فیلم طی سالهای ۴۹ تا ۵۵ و نقدهای سینمایی هوشنگ حسامی، گیتی وحیدی، ح. بهنام و گفتگو با حسن بنیهاشمی در سال ۱۳۸۳