لغت نامه دهخدا
حساب تراشی. [ ح ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) عمل حساب تراش.
حساب تراشی. [ ح ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) عمل حساب تراش.
عمل حساب تراش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۳۹۴ بسیاری از تشکلهای دانشجویی مانند شورای صنفی به آن معترض شدند و در این باره نوشتند: بومی گزینی در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، که امروز پذیرش در آنان به ۸۰ درصد بومی و ۲۰ درصد غیر بومی رسیده است، با توجیهات و دلیل تراشی واهی مسئولین وزارت علوم در حال انجام است و پیامدهای بسیار ناگواری دارد. این دلایل یا این بهانهها، همچون افت تحصیلی دانشجویان خوابگاهی و جلوگیری از مهاجرت درون کشوری در واقع چیزی نیست جز شانه خالی کردن دولت از انجام مسئولیتهای اجتماعی خود که در نهایت باعث ایجاد شکاف عمیق بین مرکز و پیرامون میشود. دولت قصور خود در اختصاص بودجه مناسب برای آموزش عالی و فراهم کردن امکانات آموزشی برای افراد جامعه را پنهان میکند و به جای تلاش برای رفع تبعیضهای آموزشی از سرنوشت دانش آموزان مناطق محروم که تریبونی برای اعتراض خود به این سیاستها ندارند، چک سفید امضای بومی گزینی میکشد.»
💡 آری، اینگونه عقائد و افکار از چنین سرزمینهائی که از عدل و انصاف دور و از عقل و شرع مهجورند سرچشمه گرفته و در چنین محیط هائی نشو و نما میکند؛ زیرا ملتی که در آن عقل و عدل حاکم نبوده و صداقت و لیاقت ارزشی ندارد و کارها همه با پارتی بازی و شفیع تراشی انجام میستها و مقامها با تملق و ثناخوانی و کرنش و ستایش جباران و سوگلیان سلاطین، غالباً به اشخاص پَست و نالایق داده میشود و علم و هنر و انسانیت و شخصیت و عفت و لیاقت ارزشی ندارد و مردمش همه چیز را با چنین مقیاس و میزانی میسنجند.