حساب بازکردن

لغت نامه دهخدا

حساب بازکردن. [ ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حساب جاری مخصوص شخصی در بانک قرار دادن. || با کسی قرار معامله دائمی گذاردن.

فرهنگ فارسی

حساب جاری مخصوص شخصی در بانک قرار دادن

جمله سازی با حساب بازکردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیستم Clam-shell یا آبشاری، به صورت پنوماتیکی عمل می‌کند. هنگامی که این سیستم فعال می‌شود، درب‌ها برای بازکردن داکتها می‌چرخند و خروج نرمال موتور را می‌بندند، و باعث می‌شود که رانش به سمت جلو حرکت کند.

💡 همچنین بسیاری از پروتئین‌ها نا محلول بوده و ایجاد اینکلوژن بادی می‌کنند. بازکردن این پروتئین‌ها از هم و برگرداندن ساختار طبیعی آن‌ها بدون این که دناتوره شوند مشکل است.

💡 شعب بانکها با بخشنامه جدید ملزم شده‌اند هنگام مراجعه یک فرد برای افتتاح حساب ارزی، ابتدا او را به شکل کامل احراز هویت کنند. سپس برای افتتاح حساب ابتدا از اداره بین‌الملل استعلام کرده و مجوز بازکردن این حساب برای فرد مورد نظر را دریافت کنند.

💡 بعضی از طراحان برنامه‌های مخرب که با ضعف‌های امنیتی اینترنت اکسپلورر آشنا باشند، می‌توانند در کد صفحه وب خود دستورهایی قرار دهند که به هنگام بازکردن آن صفحه با اینترنت اکسپلورر، جاسوس‌افزار روی کامپیوتر نصب شود.

💡 تسلیحات و در مهندسی نظامی، در ارتش ارمنستان یکی از ویژگی‌ها و یکی از عوامل قدرت آن ارتش بود. تیگران از این هنرمندان برای بازکردن راه‌ها و ساختن پل‌ها و تمیز کردن رودخانه‌ها و بریدن درخت‌ها و انجام دادن کارهای ضروری دیگر با خود می‌آورد. تعداد آن نیروها در حدود ۳۵٬۰۰۰ نفر بود.

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز