حزن کلب

لغت نامه دهخدا

حزن کلب. [ ح َ ] ( اِخ ) یکی از حزون ثلاثه معروف بلاد عرب است از آن بنی قضاعة. ( معجم البلدان ).

جمله سازی با حزن کلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برکشیدیم چو سرو از لب سرچشمه علم تا بشوئیم ز رخساره ی دل گرد حزن

💡 بوييدن تربت پاك آن حضرت نيز، حزن انگيز است و نياى بزرگش ‍ را مى گرياند.

💡 چه بسا يك لحظه شهوترانى حزن و اندوه طولانى در بر دارد  

💡 بسوی حق بود آهنگ عارف حق‌بین نه حزن باشد او را نه بیم می‌داند

💡 روايات در اين مورد صراحت دارند كه، پيشوايان معصوم عليهم السلام هركدام با فرارسيدن ماه حسين عليه السلام حزن و اندوه در چهره پر فروغشان پديدار مى گشت، براىنمونه:

💡 دارم امید که ننهی بخودم هیچ زمن خواه در بسط فرح خواه که در قبض حزن

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز