لغت نامه دهخدا
حره گوهر. [ ح ُرْ رَ گ َ هََ ] ( اِخ ) لقب دختر مسعودبن محمودبن سبکتکین. و او را مسعود به برادرزاده خویش امیر احمدبن محمد بزنی داد.
حره گوهر. [ ح ُرْ رَ گ َ هََ ] ( اِخ ) لقب دختر مسعودبن محمودبن سبکتکین. و او را مسعود به برادرزاده خویش امیر احمدبن محمد بزنی داد.
لقب دختر مسعود ابن محمود ابن سبکتکین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود زهر اجل، خشم و غضب پاکیزه گوهر را که از کف وقت طوفان بیشتر دریا کفن پوشد
💡 خلعتی همچون لباس آفرینش بیقصور خلعتی همچون بساط آسمان گوهر نشان
💡 سرمنزل تسلی سیر قفای زانوست فرسخ شمارهای نیست از موج تا به گوهر
💡 در ميان اين دو گوهر، گوهر علم گرانبهاتر است، زيرا در حديث نبوى صلى اللّه عليه وآله آمده: ((برترى عالم بر عابد چون برترى من بر فرودست ترين شماست.))(14)