حرقفی اسفنجی. [ ح َ ق َ اِ ف َ ] ( ص نسبی ) ( عضله ٔ... ) عضله کوچکی است واقع در طول شاخه ٔورک و ریشه اعضاء اسفنجی. این عضله در مردان قسمت خلفی کانال ادرار را بالا و عقب نگاه میدارد، و موجب متراکم کردن و زیاد کردن فشار برای خروج ادرار و منی میشود و در زنان باعث تنظیم نعوظ کلیتریس می گردد.
فرهنگ فارسی
عضله کوچکی است واقع در طول شاخه و رک و ریشه اعضائ اسفنجی
جمله سازی با حرقفی اسفنجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگنتیت به دلیل مقادیر بالای آهن آن از دیرباز یکی از سنگهای آهن اصلی بوده است. مگنتیت در کوره بلند برای تولید فولاد به آهن خام یا آهن اسفنجی تبدیل میشود.
💡 همچنین برخی سوتینها در قسمت کاپ خود دارای اسفنج هستند که این سوتینها توسط خانمهایی که مایلند پستانهایشان بزرگتر جلوه کند استفاده میشود؛ که به این سوتینها، اسفنجی یا ابری گفته میشود.
💡 در ابتدا در کنار خانه آناناسی باب اسفنجی، رستوران خرچنگی قرار بود جایی باشد که ثابت بماند نخستین بار در «درخواست کمک»، نخستین مجموعه پخش شد و تا تاریخ ۲۰۱۸[بروزرسانی] در بیش از ۸۰٪ قسمتها ظاهر شده است.
💡 برخی منابع تمامی بیماریهای غیرقابل برگشت را انسفالوپاتی مینامند و برخی دیگر انواع قابل برگشت را در زیرگروه جای میدهند. اما در پزشکی همه آنها انسفالوپاتی در نظر گرفته میشوند. برای نمونه بیماری پریون و رنجوریهای مغزی اسفنجی همواره کشنده در نظر گرفته شده اما سایر انسفالوپاتیهای ناشی از سموم، تغذیه و غیره زیردسته قابل برگشت جای میگیرند.
💡 خانم پاف معلم مدرسه تعلیم رانندگی شهر بیکینی باتم است، که در تعلیم رانندگی به باب اسفنجی ناتوان است که همین مسئله دردسرهای زیادی برای او ایجاد میکند. او هر وقت که عصبانی میشود یا وحشت میکند پف میکند.