لغت نامه دهخدا
حرام نمکی. [ ح َ ن َ م َ ] ( حامص مرکب ) ناسپاسی. نمک ناشناسی. نمک نشناسی. کافری. کافرنعمتی. نمک کوری. کفران: او را در قلعه راه بداد و حرام نمکی ظاهر ساخت. ( تذکره دولتشاه ص 364 ).
حرام نمکی. [ ح َ ن َ م َ ] ( حامص مرکب ) ناسپاسی. نمک ناشناسی. نمک نشناسی. کافری. کافرنعمتی. نمک کوری. کفران: او را در قلعه راه بداد و حرام نمکی ظاهر ساخت. ( تذکره دولتشاه ص 364 ).
ناسپاسی کافری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و نيز از آن حضرت (صلى الله عليه وآله ) مروى است كه فرمود: ان الجنه تكلمت، وقالت انى حرام على كل بخيل و مرا بدرستى كه روز قيامت بهشت سخن خواهد گفت وچنين اظهار خواهد كرد كه: من حرام مى باشم بر هر آدمبخيل و رياكار.
💡 گفته اند: عبدالملك، پيش از آن كه به خلافت رسد، همواره مقيم مسجد حرام بود و نماز وتلاوت قرآن را مراقبت مى كرد. چنان كه او را (كبوتر مسجد) گفتند و چون خبر خلاف بهوى رسيد، قرآن در آغوش داشت. آن را به زمين نهاد و گفت: اينك ! جدايى ميان من و توفرا رسيد.
💡 و در سنن بيهقى پس از لفظ حرام است ابن عمر آمده: بدانيد كه اگر عمر - بنخطاب رض كسى را به چنين اتهامى مى گرفت، سنگسارش مى كرد (844)!
💡 در حديث ديگر فرمود كه اگر با پشم ياموى حيوانات يا موى همان زن ببافد باكىنيست اما با موى زن ديگر نبافند وموى زن ديگر را با موى خود پيوند نكنند و بدانكهاگر با موى حيوانى پيوند كرده باشند كه گوشتش حرام باشد درحال نماز ميبايد با او نباشد كه در آن نماز كردن جايز نيست مگر آنكه از پشم و موئىباشد كه پيش مذكور شد كه نماز در آن ميتوان كرد.
💡 بنابراين نبايد انتظار داشت كه گوشتهاى حرام، هميشه داراى زيانهاى بهداشتى باشد،بلكه گاهى به خاطر زيانهاى معنوى و اخلاقيش تحريم شده است، و از اينجا روشن مىشود كه شرائط ذبح اسلامى نيز بر دو گونه است، بعضى مانند بريدن رگهاىچهارگانه و بيرون ريختن خون حيوان، جنبه بهداشتى دارد، و بعضى مانند رو به قبلهبودن و گفتن بسم الله و ذبح به وسيله مسلمان جنبه معنوى.