حجر بقران

لغت نامه دهخدا

حجر بقران. [ ح َ ج َ رِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حجر سماوی. حجارة الجو. حجر بقرانی. رجوع به حجرالصواعق و احجار ساقطه و حجارة الجو شود.

جمله سازی با حجر بقران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (و اذا تتلى عليهم اياتنا بيّنات قال الّذين لا يرجون لقاءنا ائت بقران غير هذا او بدّلهقل ما يكون لى ان ابدّله من تلقاء نفسى ان اتّبع الاّ ما يوحى الىّ انّى اخاف ان عصيتربّى عذاب يوم عظيم )(649)