لغت نامه دهخدا
حجاب الحنک. [ ح ِ بُل ْ ح َ ن َ ]( ع اِ مرکب ) غشاء کام.
حجاب الحنک. [ ح ِ بُل ْ ح َ ن َ ]( ع اِ مرکب ) غشاء کام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسح و تخت الحنک و سبحه و مسواک و عصا بگرفتند و برفتند سه شیخ رهبر
💡 تحت الحنکی از بر دستار فکنده چون جیب افق از بر گردون مدور
💡 چند یابیم چمد شیخ وگروهی بریا همچو تحت الحنک افتاده بدور و بر او
💡 ز بیم شحنهٔ امر تو بسته از زنار چو شیخ صومعه تحت الحنک سلیمانی
💡 سبحه بر کف در گلو تحت الحنک پنجه اش در مال مظلومان هنک