حبل العاتق

لغت نامه دهخدا

حبل العاتق. [ ح َ لُل ْ ت ِ ] ( ع اِ مرکب ) عصبی باشد میان کتف و گردن. ( بحر الجواهر ). پی میان دوش و گردن. ( مهذب الاسماء ) ( معجم البلدان ). ج، حبال العاتق.

فرهنگ فارسی

( اسم ) رباط گردنی خلفی
عصبی است میان کتف و گردن

جمله سازی با حبل العاتق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (حبال ) جمع حبل، و (عصى ) جمع عصا است، زيرا سحره فرعون طنابها و چوبدستى ها را در سحر خود به كار گرفته بودند تا در نظر تماشاگران به صورتمارها و اژدها در آيد، تا اژدها شدن عصاى موسى تحت الشعاع قرار گيرد.

💡 يا من هو اقرب الى من حبل الوريد يا من هو فعال لما يريد يا منيحول بين المرء و قلبه يا من هو بالمنتظر الاعلى يا من ليس كمثله شى ء و هو علىكل شى ء قدير.

💡 نه با سردار خو کردم نه با سالار پیوستم بهر جا حبل امیدی گمان می رفت بگسستم

💡 رشته مهر علی حبل‌المتین دین بود زاهدا بردار از ره دانهٔ تزویر را

💡 ای زلف یار، باز رسن‌باز جان ما در تو زدست دست، که حبل‌المتین تویی

💡 شعرهای زندخت نمونه‌ای از گرایش‌های فمینیستی رادیکال در ایران بود. او علاوه بر نوشتن مقاله در دختران ایرانی، در روزنامه‌هایی همچون حبل‌المتین نیز می‌نوشت.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
کرن یعنی چه؟
کرن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز