حاکم گرای

لغت نامه دهخدا

حاکم گرای. [ ک ِگ ِ / گ َ ] ( اِخ ) پنجاهمین حاکم و خان قرم ( کریمه ) از سال 1168 تا 1171 هَ. ق. رجوع به گرای و خانان کریمه در همین لغت نامه و طبقات سلاطین اسلام ص 211 شود.

فرهنگ فارسی

پنجاهمین حاکم و خان قرم

جمله سازی با حاکم گرای

💡 شاه و وزیر و وکیل و حاکم و محکوم رشوه‌بگیرند و رشوه‌خوار علی‌جان

💡 دایما درد تو همراه منست عشق تو هم حاکم و شاه منست

💡 هر چه کنی حاکم مطلق تویی خواه رعایت کن و خواهی عتیب

💡 عاقبت گفتند حاکم نیست کس قرعه باید زد، طریق اینست و بس

💡 غنیمت است وجود تو در ریاست ملک نشان لطف الهیست حاکم عادل

💡 آشکارا دهی آن اندک و بی‌مایه زکات رشوت حاکم جز در شب و پنهان ندهی