حاکم جشم
لغت نامه دهخدا
حاکم جشم. [ ک ِ م ِ ج َ ] ( اِخ ) ابوسعد محسن بن محمد کرامة بیهقی. رجوع به محسن... بیهقی و تاریخ بیهق ص 212 شود. || ابوسعد هادی. رجوع به هادی... و تاریخ بیهق ص 213 شود. || عفیف القضاة. رجوع به عفیف القضاة و تاریخ بیهق ص 213 شود. || محمدبن محسن بن محمدبن کرامة. رجوع به محمد...و تاریخ بیهق ص 213 شود. || موفق. رجوع به موفق و تاریخ بیهق ص 213 شود. || معین الدین. رجوع به معین الدین محمد و تاریخ بیهق ص 213 شود.
جمله سازی با حاکم جشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این امپراتوری، از ۱۰۷۷ تا ۱۲۳۱ میلادی؛ به مدت ۱۵۴ سال بر ایران و آسیای میانه حاکم بود.
💡 با این همه، معروف بوده که بیضایی «ممنوعیت حاکم بر آثارش را با پرکاری فراوان به تمسخر میگیرد.»
💡 اوحدی را گر دهی دم، یا بری دل، حاکمی من چنین نادان نیم، کینم دهی، آنم بری
💡 احد است و صمد و لم یلد و لم یولد حاکم منتقم و عادل و علّام و حکیم
💡 در دوره صفویه در بعضی مصادر سخن از وجود وزیر و حسابداری از این منطقه در دربار والی و حاکم کرمان به میان آمده است.
💡 صدر عالم کندین اقضی القضاة شرق و غرب حاکم گردون نشین و خواجه حاکم نشان