فرهنگستان زبان و ادب
{paranoid state} [روان شناسی] اختلالی که مشخصۀ آن هذیانِ بدگمانی است و شدت و پیچیدگی آن به اندازۀ اختلال هذیانی یا روان گسیختگی بدگمانی (paranoid schizophrenia ) نیست
{paranoid state} [روان شناسی] اختلالی که مشخصۀ آن هذیانِ بدگمانی است و شدت و پیچیدگی آن به اندازۀ اختلال هذیانی یا روان گسیختگی بدگمانی (paranoid schizophrenia ) نیست
اختلالی که مشخصۀ آن هذیانِ بدگمانی است و شدت و پیچیدگی آن به اندازۀ اختلال هذیانی یا روانگسیختگی بدگمانی (paranoid schizophrenia) نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی گمان بد به من می داشتی در عشق خویش گر چو خود عاشق فریب و بدگمانی داشتی
💡 شاپور سپس با بدگمانی از موبدان میخواهد که سخنان مانی را بشنوند و با او به گفتگو بپردازند.
💡 شاپور سپس با بدگمانی از موبدان میخواهد که سخنان مانی را بشنوند و با او به گفتمان بپردازند.
💡 رفتی و از بدگمانیهای عشق دوربین تا تو میآیی به مجلس دل به صد جا میرود
💡 او در دوران فتحعلی شاه به تدریج بر میزان نفوذ و اقتدار خود افزود و فرزندان و بستگانش را بر ولایات دور و نزدیک کشور حاکم کرد. همین قدرت زیاد باعث بدگمانی شاه نسبت به او شد.
💡 ز تار زلف تو پیران خمیده جز تو جوان که بست یک ره از این دست بدگمانی چند