حال بنجن
مترادفها
عجله کن، شتاب کن، تکاپو کن
متضادها
آرام باش
لغت نامه دهخدا
حال بنجن. [ ب َ ج ِ ] ( اِ ) پیش بندی مالیات بواسطه آوردن قسمت مالیات سال آینده را بحساب امسال ( ؟ ). ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
پیش بندی مالیات بواسطه آوردن قسمت مالیات سال آینده را بحساب امسال
جمله سازی با حال بنجن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهرهای تاتابانیا و ایژوسک خواهرخواندههای بنجن هستند.
💡 بنجن فرزند سوم و کوچکترین پسر ریکارد است.او پس شورش رابرت به نگهبانان شب پیوست.