حافظ زینی

لغت نامه دهخدا

حافظ زینی. [ ف ِ ظِ زَی ْ ی ِ ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ زینی بن واصل بن عبدالشکوربن زین. او و پدر وی محدث باشند.

جمله سازی با حافظ زینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست حافظ به در از جامۀ خواب هشته در دست یکی جام شراب

💡 نه حافظ را حضور درس خلوت نه دانشمند را علم‌ الیقینی

💡 دلم از دست بِشُد دوش چو حافظ می‌گفت کای صَبا نَکهَتی از کویِ فلانی به من آر

💡 اگر لاحول پاس من نبودی حافظ و حارس ز شب تا چاشتگه نهمار گادندی شیاطینش

💡 اتسز غازی، که از احداث عالم تیغ اوست حافظ اسلام گشته، راعی ایمان شده

💡 گفت حافظ آشنایان در مقامِ حیرتند دور نَبوَد گر نشیند خسته و مسکین غریب

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز