«حاجی بحه» به عنوان نام و لقب یکی از شاعران و ادبای ایرانی آمده است، او ملقب به «شمسالدین» و اهل بست (منطقهای در ایران) بوده است. در منابع، او به عنوان عالمی برجسته در بیان، نظم و نثر معرفی شده است که مهارتش در شعر و نثر کمنظیر بوده است. عوفی در «لبابالالباب» وی را شخصی با فضل و هنر فراوان و دلگرمکننده اهل ادب میداند. حاجی بحه به «اعجوبه عالم غیب» توصیف شده و نبوغش در ترکیب شعر و نثر ستایش شده است. وی توانایی داشت هرچه نثر گفته بود را به نظم تبدیل کند و بر لطافت و ظرافت بیانش مشهور بود. بنابراین، «حاجی بحه» نام ادبی و لقب شخصیتی برجسته در تاریخ ادب فارسی است که در حوزه شعر و نثر شهرت یافته است.
حاجی بحه
لغت نامه دهخدا
حاجی بحه. [ ]( اِخ ) البستی. ملقب به شمس الدین. عوفی در لباب الالباب گوید: الامام الاجل شمس الدین حاجی بحه ( ؟ ) البستی، مذکری مذکور با فضلی موفور نگین ولایت فضل و هنر که اگر چه از بست است اما عالم بیان ( ؟ ) از آن تکین آباد است چنان لطیف طبع عالی سخن که از مفرح بیان او دل گرم سیر نمی شد آفریدگار سبحانه و تعالی ذات او را اعجوبه عالم غیب گرداند و نظم و نثر مر خاطر خطیر او را چنان ملکه شد که بر هر چه او را امتحان کنند هم برفورتذکیری در آن پردازد و آنچ نثر گفته باشد بنظم بیان کند و از لطائف اشعار او این یک رباعی بخاطر بود:
گویند ز زر ترا بود خرسندی
خرسند شوی چون دل از او برکندی
زر کنده کان و بی وفای دهر است
برکنده بی وفا چرا دل بندی.
و این یک بیت فرد هم او گفته است:
گر هیچ بسیب زنخش باز رسی
باری بر رس که نرخ شفتالو چیست.
رجوع به لباب الالباب ج 1 ص 287 شود.