حاجب ازدی

لغت نامه دهخدا

حاجب ازدی. [ ج ِ ب َ اَ ] ( اِخ ) محدث. و بقول ابن عیینه از سران اباضیه است و از ابی الشعثاء بصری و حسن و غیر از آن دو روایت کند و اسودبن شیبان از وی روایت آرد. ابن حبان گویدکه حاجب بسیار خطا کند تا آنجا که اگر در حدیثی منفرد بود بدان احتجاج نکنند و بخاری او را در زمره ضعفاء محدثین آرد و حدیث «الحدث حدثان اشدهما حدث اللسان » را از طریق او از ابن عباس روایت کنند و ابن عیینه گوید از حاجب ازدی که از سران اباضیه بود سماع دارم. رجوع شود به لسان المیزان عسقلانی چ حیدرآباد ج 2 ص 146 و 147.

جمله سازی با حاجب ازدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ربيع حاجب كه هوا را پس ديد، دست و پاى خود را گم كرد و گفت: نه بخدا! اى خليفه !من به حضرت فاطمه عليه السلام بد نمى گويم.

💡 روز و شب را عمر می دانید و هیچ آگه نه اید کز در مرگ شما این حاجب است آن پرده دار

💡 دارند بسکه شرم ز طاق رواق تو ای حاجب کمینه تو را بر در آفتاب

💡 در اينجا شريك، در حاليكه اشاره به ربيع حاجب مى نمود، رو كرد به خليفه و گفت:پس اين مرد را لعنت كنيد!

💡 و حاجب بگتگین چون ازین شغل فارغ گشت سوی غزنین رفت بفرمان تا از آنجا سوی بلخ رود با والده سلطان مسعود و دیگر حرم‌ و حرّه ختّلی‌، چنانکه باحتیاط آنجا رسند.

💡 آنژیوگرافی در اصطلاح به رادیوگرافی از عروق با استفاده از ماده حاجب اطلاق می‌شود، ولی در عمل گستره وسیع تری دارد. امروزه سالیانه بیشتر از ۶۲ میلیون نفر از این روش در آمریکا، استفاده می‌کنند.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز